من و همسری+نی نی

داستان شماره 3

1392/5/9 14:53
نویسنده : یکی از ما
322 بازدید
اشتراک گذاری

استادی در شروع كلاس درس ليوانی پر از آب را به دست گرفت آن را بالا برد تا همه ببينند بعد از

شاگردان پرسيد

" به نظر شما وزن اين ليوان چقدر است؟"-

شاگردان جواب دادند : 50 گرم ، 100 گرم ، 150 گرم

استاد گفت: من هم بدون وزن كردن نمی دانم دقيقا وزنش چقدر است. اما سوال من اين است.

اگر من اين ليوان آب را چند دقيقه همينطور نگه دارم چه اتفاقی می افتد؟

شاگردان گقتند: هيچ اتفاقی نمی افتد..

استاد پرسيد:اگر آن را چند ساعت همينطور نگه دارم چه؟

يكی از شاگردان گفت:دستتان كم كم درد می گيرد.

" حق با توست . حالااگر  يك روز تمام آن را نگه دارم چی؟ "

شاگرد ديگری جسارتا گفت:

"دستتان بی حس می شود

عضلاتتان به شدت تحت فشار قرار می گيرد و فلج می شويد و مطمئنا كارتان به بيمارستان خواهد كشيد"

و همه شاگردان خندیدند

استاد گفت:خيلی خوب است اما آيا در اين مدت وزن ليوان تغيير كرده است؟

شاگردان جواب د ادند : نه

" پس چه چيز باعث درد عضلات  می شود؟ در عوض من چه كنم؟

شاگردان گيج شدند. يكي از آنها گفت : " ليوان را زمين بگذاريد"

استاد گفت : " دقيقا ! مشكلات زندگی هم مثل همين است

اگر آنها را چند دقيقه در ذهن تان نگه داريد ، اشكالی ندارد

اما مشكل وقتی به وجود می آيد كه تصميم می گيريم مشكلاتمان را، چه سبک چه سنگين مدتها

در ذهن نگه داريم.....

 
پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (5)

لی لی
22 تیر 91 19:27
واقعانا چه جالب
یعنی حالا باید با مشکلات چه کرد بجای حلشون بهشون فکر نکرد؟؟؟؟؟؟؟؟
یعنی خودتو بزنی به اون راه
بعدش چی میشه؟؟؟؟؟؟



فریبا
23 تیر 91 11:00
عزیزم واقعا همین طوره ، ما با نگه داشتن مشکلاتمان در ذهن باعث میشویم مشکل جدی تری به وجود آید
عسل(دختر عمه)
23 تیر 91 14:34
خیلی قشنگ بود.[h
ممنون از لطفت
همسری!
24 تیر 91 14:30
مشکلات را یا باید حل کرد یا از ذهن!!! خارج کرد!

اینگونه باشیم که فقط گاهی باید لیوان را زمین بگذاریم نه همیشه!



ببخشید استاد باید از کجا خارج کرد؟؟؟ذهن چیه دیگه؟؟؟خوردنی؟هر چی هست چون من ندارم واسم غیر قابله فهمه.ههههههههههه ههههههه ههههه ههه هه

یعنی منظور همسری از جمله دوم چیه؟؟؟الان بهش میزنگم.بله مثله همیشه زدن به هدف منظورشون اینه که بعضی ها ظرفیتشون خیلی بالاست و میتونن یک لیوان پر رو در طول چندین سال در دستان خود نگه دارند.منظورشون این بود که باید ظرفیت و صبر و تحمل خودمان را بالا ببریم.تا اگر مجبور شدیم برای مدتی لیوان پر ابی را در دست بگیریم ذره ذره از وجودمان کم نشود و رو به نیستی و نابودی نرویم.
لی لی
25 تیر 91 2:08
واااااااااااا همسری چه جشنج گتنا
ولی سخته
ایشالا همیشه شاد باشین عزیزان


میسسسسسی گلم.همچنین شما