بیست و نهمین ماهگرد عرووووووسیمون
امروز بیست و نهمین ماهگرد عروسیمون بود.من و همسری از روز اول آشناییمون
هر رویداد مهمی رو،در هر تاریخی توو ذهنمون به ثبت رسوندیم.
اوووووووووه کلی تاریخ رو ثبت کردیم تا یاداوری اونها،بهانه ای باشه واسه رفتن به
خاطره ها و هدیه خریدنهامون بهانه باشه واسه ابراز عشق بی پایان،
تبریک گفتن این روزها یه جور حسه قشنگی رو به ما میده.
یه حسی که شورو شوق عشقمون رو چندین برابر میکنه.به ندرت پیش اومده
که توو این ٤ سال و ٤ ماه ،این تاریخ ها فراموشمون شه.
امااااااا
امااااااا
امااااااا
به این دلیل که یه چند روز کلاس زبان نمیرم از تاریخ و روزهای هفته
عقب مونده بودم حســـــــــــــــــــــــــــابی.......
اصلا یادم نبود که ١٢ نزدیکه.مشغوله تماشا کردن عکس های دوربین بودم که....
همسری عزیــــــــــــــــــــــــــزم اومد خونه و بهم تبریک گفت
من حسابی خجالت زده شده بودم به خاطر فراموشیم.وووووووولی خیلی خوبه
آدم یه وقتایی هواس پرتی بگیره
.آآآآآآآآخه نمیدونین چه کِیفی داد بهم
و اینم هدیه قشنگه همسری که حســــــــــــــــــــــــــــــــــابی شرمندمون کرد

مییییسیییی همسرم

بیست و نهمین ماهگرد عرووووووسیمون
یکی از ما