مشغولیات این چند روز
سلام به همه عزیزانم.
ببخشید که این چند وقت متن جدید ننوشتم.اخه اصلا حسه نوشتن نبود
من مــــامـــــان ،بـــــــابـــــــام و آبجیمو موخوااااااااااااااام.
2هفته پیش خانوادم رفتند یکی از روستا های اطراف کاشان.جای خنک و خوبی هست.
من و همسری هم پنجشنبه رفتیم پیششون .الان 4 روز که ندیدمشون ولی انگار 40 روز.
خیلی دلم تنگیده واسشون.
راســــــتی امروز روزه 4 ماه مبارک رمضانه.ماه رمضون برنامه زندگی ما تغییر میکنه.
همسری ساعت 2 میادخونه و معمولا وقتی میاد میــــــــــــــــــخوابیم تــــــــــــا نزدیکای افطار .
معمولا من زودتر بیدار میشم واسه اماده کردن سحری و افطاری.
ترجیح میدم قبل از افطار همه کارامو بکنم.
چون دیگه بعد از افطار حسش نیست.بعد از افطار مشغول دیدن فیلم ها میشیم.تا ساعت 12:30با فیلم ها مشغولیم .
بعد بیکار میشیم من میرم سراغ بافتن شال.و همسری سراغه گل ها.خلاصه تا ساعت 3 بیداریم و معمولا سحری رو میخوریم
و مثل بچه های خوب مسواک میزنیم
و میخوابیم.
راستی شال همسری تموم شد و من مشغول شال خودم شدم.رنگش زرشکیه.فکر کنم هفته دیگه تموم شه.
حالا دعا کنین امسال زمستون برف بیاد ما ضایع نشیم.
یه خبر دیگه ،اینکه ساعت کلاس نقاشی هم تغییر پیدا کرده.صبح ها میرم.
تابلو کفش دوزک 3 جلسه دیگه کار داره.هر وقت تکمیل شد عکسش رو میزارم ببینین.فقط قول بدین مسخلم نتنین.
اینا به کی دارن میخندن ؟؟؟هنوز ندیــــــده؟؟؟![]()

مشغولیات این چند روز
